شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
80
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
چنين كسى را بجاى اينكه خليفه و پيشواى دينى بخوانيم ، پادشاه و رئيس دنيوى ندانيم ؟ جانشينان معاويه و ميوههاى آن درختى كه قرآن آنچنان كه شايسته بوده از آن نام برده ، براى اثبات اين گفته دليلى بسندهاند : يزيد پسر معاويه چه كرد و عبد الملك و وليد و ديگران و ديگران از شاخههاى اين شجرهى ملعونه چه كردند ؟ ( 1 ) اين واقعيتها همه بايد مسلمانان را وادار مىساخت كه با اسلام ، رفتار منصفانهترى داشته باشند يعنى : به برترين منصب تشكيلات اين آئين ، كسى جز شايستگان و تربيتيافتگانى را كه از همه به رسول اكرم شبيهترند ، نسبت ندهند و هر ناكسى را خليفهى پيغمبر نخوانند . از آنچه بازگفتيم معلوم شد كه حسن بن على ( عليهما السلام ) شبيهترين و همانندترين مردم به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بود در چهره و اندام و اخلاق و بزرگوارى « 1 » ؛ سيماى پيامبران و درخشندگى پادشاهان در قيافهاش تجلى داشت ؛ سرور جوانان بهشت بود و بديهى است كه سرور آن جهان ، در اين جهان نيز بىگفتگو سرور و آقا است ؛ لقب « سيد » ( يعنى آقا و سرور ) را جدش رسول اكرم روى او نهاد و اين نام ، لقب شخصى او شد . و هم معلوم شد كه او از حيث نسب از همهى مردمان شريفتر و به لحاظ پدر و مادر و عمو و عمه و دائى و خاله و جد و جده از همه برتر و نيكوتر بود - همانطور كه مالك بن عجلان در مجلس معاويه او را توصيف كرد - « 2 »
--> ( 1 ) ارشاد مفيد : ص 167 . و يعقوبى : ج 2 ص 201 . و جز آنها . ( 2 ) روزى معاويه در حضور سران قريش و اشراف قوم گفت : « برترين مردم از جهت پدر و مادر و عمو و عمه و دائى و خاله و جد و جده را به من معرفى كنيد » مالك بن عجلان بپاخاست و به حسن اشاره كرد و گفت : « اينست آنكه ميگوئى : پدرش على بن ابى طالب است و مادرش فاطمه دختر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم